تبليغاتX
قطره های باران
ورزشی ، علمی ، اجتماعی ؛ هنري ؛ مذهبي

برملا شدن رازشخصیت هنگام دست دادن !

 

می دانید که حرکات ، طرز برخورد ،سخن گفتن ،نگاه کردن ،راه رفتن ،نشستن، خوابیدن و... می توانند برملا کننده رازشخصیت شما باشند.برای ماخیلی پیش آمده است که ازنگاه کردن یا حرکات بدنی بعضی افراد، به راحتی پیامی راکه می خواستند، به ما منتقل کنند، متوجه شده ایم .این در حقیقت همان languge body  یا زبان بدن افراد است که از نظر علمی به اثبات رسیده است و صرفه نظرازجنس ،سن وملیت ،درهمه افراد به صورت غریزی وجود دارد .زبانی که هیچ نیازی به کلام ندارد وبه تنهایی می تواند گویای پیام خودباشد .

دست دادن یک عادت اجتماعی است که درتعاملات وروابط اجتماعی ،به صورت امری ضروری درآمده است .اما درهمین دست دادن رازهایی ازشخصیت نهفته است که یک روانشناس معروف به نام « یان اولت روم » قادر به کشف آن شده است .وی به دنبال تحقیقات طولانی ،به این نتیجه رسیده است ک انسان ها به هفده شکل باهم دست می دهند . که هرکدام بیانگر روحیه ، حالات وشخصیت کسی است که دست می دهد .که مادراینجا به تعدادی ازآنها اشاره می کنیم :

فردی که هنگام دست دادن ، دست شما را دردو دستش جای می دهد :

کسی که چنین کاری می کند ، حاضربه کمک رساندن به افرادی است که نیازمند کمک هستند . اودوست دارد با افراد ارتباط نزدیک برقرار کند. خیلی سریع باافرادی که به تازگی با آنان آشنا شده رابطه دوستی برقرار می کند واحتیاج به جلب محبت ،دوستی وغمخواری دیگران دارد.

 فردی که درموقع دست دادن ازشما فاصله می گیرد:

چنین شخصی به تنهایی بیشتر علاقه دارد وانزوا طلب است . دوست ندارد به کسی نزدیک شود ویا رابطه عاطفی برقرار کند. بیشتر ترجیح می دهد مراقب کارهای خود باشد وبه کاردیگران دخالتی نکند.

 فردی که هنگام دست دادن کمترازحد معمول ، دست شما رامی فشارد :

این شخص معمولا احساسات خود را پنهان می کند ودوست دارد تنها باشد معمولا عصبانیت خود را پنهان می کند قدرت نشان دادن نارضایتی خود را ندارد احتیاج به رابطه عاطفی با کسی ندارد ،اما اگرکسی ازاویاری بطلبد با کمال میل به کمک می شتابد .

فردی که هنگام دست دادن ، بیشتر ازحد معمول دست شما را می فشارد :

چنین شخصی دارای توانایی های رهبری است وبه راحتی رهبری جمعی را به عهده می گیرد. درمیان جمع، سعی درنشان دادن شخصیت وتوانایی خود دارد وتلاش می کند نظردیگران را به این مساله جلب کند.

فردی که به هنگام دست دادن شما را به طرف خود می کشد :

چنین شخصی دوست دارد به همه کمک کند .دوستان زیادی دراطراف خود دارد .خیلی به سرعت باب دوستی ر ابا دیگران باز می کند ،ودرمیان جمع همیشه مورد توجه است چنین شخصی البته به کمک دیگران هم احتیاج دارد.

 فردی که تنها با انگشتان خود دست می دهد :

چنین شخصی علاقه ای به دمخور شدن با کسی را ندارد .می خواهد همیشه درعالم خود تنها باشد. نه باکسی کاری دارد ونه می خواهد کسی با اوکاری داشته باشد.

فردی که هنگام دست دادن شما را به عقب هل می دهد :

چنین فردی تنهایی را ترجیح می دهد. دوست دارد  درتنهایی خویش باشد وکسی باوی کاری نداشته باشد. چنین شخصی به راحتی می تواند رهبری گروهی را به عهده بگیرد،اما تمام کارها را به شیوه موردعلاقه خودانجام می دهد.

فردی که به هنگام دست دادن ،دست شما رابیشتر ازحد معمول نگه می دارد :

چنین شخصی خیلی علاقه به دوست پیداکردن دارد .دوست دارد که دیگران به اوتوجه داشته باشند وبه اوکمک کنند.

 فردی که به هنگام دست دادن چند باردست شما را بالا وپایین می برد:

اوفردی است که به سرعت رابطه دوستانه با دیگران برقرار می کند سعی می کند درجمع  نقطه مرکزی باشد ،به همین دلیل با میل ، رهبری جمع را به عهده می گیرد .چنین شخصی ازخود انتظار زیاد داشته وسعی می کند زندگی خوب ومرفهی داشته باشد.

 فردی که فقط دست شما را لمس می کند و خیلی زود دست خود را پس می کشد :

این شخص خیلی محتاط است وکسی را زود به درون دل خود را نمی دهد. دوست دارد درعالم خود باشد واحتیاج خاصی به ایجاد رابطه با دیگران ندارد آثار احساس گناه و عذاب وجدان ، دراین شخص بسیار قوی است .

فردی که دست خود را خوب وکامل در دست شما قرار می دهد :

این شخص خیلی مهربان ،دلجو ویاری کننده است ودوست دارد که دیگران هم با او همین طوررفتار کنند. دوست ندارد به کسی محتاج باشد وازخود انتظارات زیادی دارد . این شخص درزندگی ،روش خویش را درپیش می گیرد.

 فردی که درهنگام دست دادن به اطراف نگاه می کند :

اودلش نمی خواهد خودش رابه کسی تحمیل کند یا به کسی وابسته شود. به همین دلیل تنهایی را ترجیح می دهد. این شخص احساس کمبود کرده ودرزندگی، با راه وروشی که خود دوست دارد، پیش می رود.

 فردی که خیلی نزدیک می ایستد ودست می دهد :

اودوست دارد که یک دوستی پایدار همراه با وابستگی ایجاد کند. این شخص علاقه مند به داشتن روابط شخصی واحساسی با دیگران است واین رابطه راخیلی زود دربین افراد وخودش ایجاد می کند.

فردی که به هنگام دست دادن به دست ها نگاه می کند.

این شخص می خواهد تنها باشد وازجمعیت خوشش نمی آید. اودوست ندارد به کسی نزدیک شود.معمولا احساسات خود را پنهان می کند وهمیشه احساس کمبود وعذاب وجدان دارد.

فردی که ازطرف بالا دست خود را به طرف  شما می آورد :

اواحساس رهبری دارد ولیاقت آن را نیز دارد؛ به همین دلیل اطرافیان ومحیط دراوخیلی تاثیر می گذارند وتحریکش می کنند که همیشه برای کارهایش ایده جدید پیدا کند.

فردی که هنگام دست دادن ،دست خود را ازطرف شما به سوی شما می آورد :

اوکسی است که علاقه به گفتن وبازگو کردن نظرات خود ندارد .اگربه اومسوولیت داده شود ، به نحوی انجام می دهد که ازاوتقاضا شده وبه صورت خود کارنمی تواند کاری را ازخود انجام دهد .

 فردی که به هنگام دست دادن به چشم های  شما نگاه می کند :

او دوست دارد به دیگران نزدیک شود؛  ولی وابسته نشود. از او زیاد انتظار دارند، اومی تواند یک رهبر باشد وزندگی خوبی درست کند.

شما چطور ! شما چگونه دست می دهید ؟ آیا تا به حال به این موضوعات دقت کرده بودید ؟ پس ازاین بادقت بیشتر به همه چیز نگاه کنید وسعی کنید شما این بار کشف کننده رازی ازشخصیت پیچیده انسان باشید .

 

                              http://www.m-narjes.org                 :منبع

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 2:12 بعد از ظهر  توسط نیلوفر و شقایق ( مهديقلي ) | 

              شاگرد تنبل هاي موفق

 

*   آموزگاران توماس اديسون ، مخترع برق ، معتقد بودند

     او به قدري كودن است كه قادر به يادگيري نيست0

     به همين دليل در 12 سالگي از مدرسه اخراج شد0

*   انيشتن دانشمند بزرگ فيزيك تا 4 سالگي حرف نزد و

     در هنگام ورود به دانشگاه چند دانشگاه از پذيرفتن

     او خود داري كردند 0

*  پاستور،دانشمند بزرگ جهان قبل از تحصيلات

    دانشگاهي يك  دانش آموز متوسط به حساب مي آمد

    ودر درس شيمي بين 22نفر ،پانزدهمين نفر بود0

*   بتهوون موسيقي دان برجسته جهان،ويولن را

     به طرز نادرستي مي نواخت وبه جاي اصلاح

     تكنيك خود ترجيح مي داد كه به آهنگسازي بپردازد0

     استادش او را يك نوازنده ناشي مي ناميد0

*   اسحاق نيوتن در مدرسه ابتدايي شاگرد بسيار ضعيفي بود0

*   لئو تولستوي،نويسنده رمان مشهور « جنگ وصلح » در

     امتحانات دانشگاه مردود شد 0استادان ،او را ناتوان در

     يادگيري توصيف كرده بودند0

*  آبراهام لينكن رييس جمهور محبوب آمريكا،سواد

    خواندن ونوشتن را به تنهايي از روي كتابها ياد گرفت

    چون خانواده اش اورا به مدرسه نمي فرستادند0وي پس

    از بارها شكست بالاخره به كاخ سفيد رفت0

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 5:20 بعد از ظهر  توسط نیلوفر و شقایق ( مهديقلي ) | 

شهادت امام جعفر صادق« ع »

بنیانگذار مکتب  شیعه

را

به تمامی شیعیان  جهان و دوستان خوب و مهربان

تسلیت عرض مینمائیم . 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 9:41 بعد از ظهر  توسط نیلوفر و شقایق ( مهديقلي ) | 

 

اگر كار كوچكي

با دقت و به طور مداوم واز روي محبت

انجا م شود

ديگر

كار كوچكي نيست

 

مردي در كنار ساحل دور افتاده اي قدم مي زد مردي را از فاصله دور مي بيند  كه مدام دولا مي شود وچيزي را از روي زمين بر مي دارد وتوي اقيانوس پرت مي كند. نزديك تر كه مي شود ، مي بيند مردي بومي صدف هايي را كه به ساحل مي افتد در آب مي اندازد .

- صبح بخير رفيق خيلي دلم مي خواهد بدانم چه مي كني ؟

- دارم اين صدف ها را داخل اقيانوس مي اندازم . الان موقع مد درياست واين صدف ها را به ساحل آورده و اگر آن ها را توي آب نيندازم از كمبود اكسيژن خواهند مرد .

- دوست من ! حرف تو را مي فهمم در اين ساحل هزاران هزار صدف اين شكلي وجود دارند . تو كه نمي تواني آن ها را به آب بر گرداني خيلي زياد هستند و تازه همين يك ساحل نيست ،نمي بيني كار تو هيچ فرقي در اوضاع ايجاد نمي كند ؟

مرد بومي لبخند مي زند دولا مي شود ودوباره صدفي را بر مي دارد و آن را در داخل دريا مي اندازد : براي اين يكي اوضاع فرق كرد .

 

نتيجه : مادر ترزا معتقد است«ما نمي توانيم كار هاي بزرگي را روي اين كره خاكي انجام دهيم  اما مي توانيم كار هاي كوچك را با عشق هاي بزرگ انجام دهيم » و كار كوچكي كه با عشق بزرگ صورت مي گيرد ديگر يك كار كوچك نيست كاري بزرگ است و كار هاي بزرگ نتايجي بزرگ در پي دارند

                                             

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 7:9 بعد از ظهر  توسط نیلوفر و شقایق ( مهديقلي ) | 

بخوانيد وتعجب كنيد

 

1- طول قد هر انسان سالم برابر 8 وجب دست خود اوست .

2- طول رگ هاي بدن انسان 560 هزار كيلومتر است .

3-در برج ايفل 2500000پيچ به كار رفته است .

4-   خنده آسانتر از اخم كردن است؛براي خنديدن انسان از 17 عضله صورت وگردن استفاده مي كند در حالي كه براي اخم كردن از 40 عضله .

5-   گربه در گوشش 32 عضله دارد .

6-   خرس ها موجوداتي چپ دست هستند .

7-   مورچه به هنگام مسموم شدن هميشه روي پهلوي راست مي افتد .

8-   در فصل پاييز 700 تا 900 هزار برگ درخت بلوط مي ريزد .

9-   در سال 1980 بوتان تنها كشور جها ن بود تلفن نداشت .

10- در صورتي كه زني به كور رنگي مبتلا باشد ؛ فرزندان پسر او كوررنگ مي شوند.

11- مغز انسان بيش از ساير اعضاي بدن كار مي كند وبيش از 20% از انرژي بدن را مصرف مي كند .

12- هر يك ليتر بنزين معادل 23/5 تن گياهان مدفون شده در قرن ها پيش است .

13- 90% يخ دنيا در سرزمين هاي قطبي است .

14- متوسط وزن مردان در كره ي زمين بيش از وزن زنان است .

15- نيازمردان به صحبت كردن درهر روزدوازده هزار واژه ونياز زنان23هزارواژه است .  

16- اگر تكثير باكتري تا 24ساعت ادامه يابد ، توده دو تني از يك باكتري به وجود مي آيد.  

17- وسعت وعرض كهكشان راه شيري حدود 70 هزار سال نوري است .

18- سرعت گرد باد گاهي به 300تا 450 كيلومتر در ساعت مي رسد .

19- يك ميليون كره به اندازه زمين در خورشيد جاي مي گيرد .

20- 1300 كره زمين در سياره مشتري جاي مي گيرد .

21- فنلاند از 179 هزار و 585 جزيره تشكيل شده است .

22- زنبور ها از بوي عرق بدشان مي آيد وبه كسي كه به نوعي بدنش بو دهد يا عطر و ادكلن زده باشد حمله مي كند .

23- از بين رنگ ها رنگ سفيد براي زنبور عسل آرامش دهنده و رنگ قهوه اي ناراحت كننده است .

24- انسان با خوردن 20 نيش از زنبور عسل درآن واحد خواهد مرد .

25- بدن زنبور داران در برابر نيش زنبورها مقاوم مي شود و اغلب مي توانند بيش از 100 عدد نيش زنبور عسل را تحمل كنند و احساس ناراحتي هم نكنند .

26- از آنجا كه زنبور عسل بي نظمي را دوست ندارد ، اگر جلوي كندوي آن ها بايستند ومانع رفت و آمد آن ها شويد به شما حمله خواهند كرد .

27- نور خورشيد فقط تا عمق 400 متري آب دريا نفوذ مي كند .   

28- عميق ترين در ياچه جهان در ياچه بايكال در روسيه است كه 1940 متر عمق دارد .

29- حدود 78 هزار نوع برنج مختلف در دنيا وجود دارد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 1:2 بعد از ظهر  توسط نیلوفر و شقایق ( مهديقلي ) | 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 7:19 بعد از ظهر  توسط نیلوفر و شقایق ( مهديقلي ) | 

                    

                               قال أَميرُالمُؤْمِنينَ عَلِىُّ بْنُ أَبيطالب(عليه السلام)  

1- خير پنهانى و كتمان گرفتارى
مِنْ كُنُوزِ الْجَنَّةِ الْبِرُّ وَ إِخْفاءُ الْعَمَلِ وَ الصَّبْرُ عَلَى الرَّزايا وَ كِتْمانُ الْمَصائِبِ.
از گنجهاى بهشت; نيكى كردن و پنهان نمودن كار[نيك] و صبر بر مصيبتها و نهان كردن گرفتاريها (يعنى عدم شكايت از آنها) است.
2- ويژگى هاى زاهد
أَلزّاهِدُ فِى الدُّنْيا مَنْ لَمْ يَغْلِبِ الْحَرامُ صَبْرَهُ، وَ لَمْ يَشْغَلِ الْحَلالُ شُكْرَهُ.
زاهد در دنيا كسى است كه حرام بر صبرش غلبه نكند، و حلال از شكرش باز ندارد.
3- تعادل در جذب و طرد افراد
«أَحْبِبْ حَبيبَكَ هَوْنًا ما عَسى أَنْ يَعْصِيَكَ يَوْمًا ما. وَ أَبْغِضْ بَغيضَكَ هَوْنًا ما عَسى أَنْ يَكُونَ حَبيبَكَ يَوْمًا ما.»
با دوستت آرام بيا، بسا كه روزى دشمنت شود، و با دشمنت آرام بيا، بسا كه روزى دوستت شود.
4- بهاى هر كس
قيمَةُ كُلِّ امْرِء ما يُحْسِنُ.
ارزش هر كسى آن چيزى است كه نيكو انجام دهد.
5- فقيه كامل
«اَلا أُخْبِرُكُمْ بِالْفَقيهِ حَقَّ الْفَقيهِ؟ مَنْ لَمْ يُرَخِّصِ النّاسَ فى مَعاصِى اللّهِ وَ لَمْ يُقَنِّطْهُمْ مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ وَ لَمْ يُؤْمِنْهُمْ مِنْ مَكْرِ اللّهِ وَ لَمْ يَدَعِ القُرآنَ رَغْبَةً عَنْهُ إِلى ما سِواهُ، وَ لا خَيْرَ فى عِبادَة لَيْسَ فيها تَفَقُّهٌ. وَ لاخَيْرَ فى عِلْم لَيْسَ فيهِ تَفَكُّرٌ. وَ لا خَيْرَ فى قِراءَة لَيْسَ فيها تَدَبُّرٌ.»
آيا شما را از فقيه كامل، خبر ندهم؟ آن كه به مردم اجازه نـافرمانى خـدا را ندهـد، و آنهـا را از رحمت خدا نوميد نسازد، و از مكر خدايشان آسوده نكند، و از قرآن رو به چيز ديگر نكنـد، و خيـرى در عبـادت بدون تفقّه نيست، و خيـرى در علم بدون تفكّر نيست، و خيرى در قرآن خواندن بدون تدبّر نيست.
6- خطرات آرزوى طولانى و هواى نفس
«إِنَّما أَخْشى عَلَيْكُمْ إِثْنَيْنِ: طُولَ الاَْمَلِ وَ اتِّباعَ الْهَوى، أَمّا طُولُ الاَْمَلِ فَيُنْسِى الاْخِرَةَ وَ أَمّا إِتِّباعُ الْهَوى فَإِنَّهُ يَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ.»
همانا بر شما از دو چيز مىترسم: درازى آرزو و پيروى هواى نفس. امّا درازى آرزو سبب فراموشى آخرت شود، و امّا پيروى از هواى نفس، آدمى را از حقّ باز دارد.
7-مرز دوستى
«لاَ تَتَّخِذَنَّ عَدُوَّ صَديقِكَ صَديقًا فَتَعْدى صَديقَكَ.»
با دشمنِ دوستت دوست مشو كه [با اين كار] با دوستت دشمنى مىكنى.
8-اقسام صبر
«أَلصَّبْرُ ثَلاثَةٌ: أَلصَّبْرُ عَلَى الْمُصيبَةِ، وَ الصَّبْرُ عَلَىالطّاعَةِ، وَ الصَّبْرُ عَلَى الْمَعْصِيَةِ.»
صبر بر سه گونه است: صبر بر مصيبت، و صبر بر اطاعت، و صبر بر [ترك] معصيت.
9- تنگدستى مقدَّر
مَنْ ضُيِّقَ عَلَيْهِ فى ذاتِ يَدِهِ، فَلَمْ يَظُنَّ أَنَّ ذلِكَ حُسْنُ نَظَر مِنَ اللّهِ لَهُ فَقَدْ ضَيَّعَ مَأْمُولاً.
وَ مَنْ وُسِّعَ عَلَيْهِ فى ذاتِ يَدِهِ فَلَمْ يَظُنَّ أَنَّ ذلِكَ اسْتِدْراجٌ مِنَ اللّهِ فَقَدْ أَمِنَ مَخُوفًا.
هر كه تنگدست شد و نپنداشت كه اين از لطف خدا به اوست، يك آرزو را ضايع كرده و هر كه وسعت در مال يافت و نپنداشت كه اين يك غافلگيرى از سوى خداست، در جاى ترسناكى آسوده مانده است.
10- عزّت، نه ذلّت
اَلْمَنِيَّةُ وَ لاَ الدَّنِيَّةُ وَ التَّجَلُّدُ وَ لاَ التَّبَلُّدُ وَ الدَّهْرُ يَوْمانِ: فَيَوْمٌ لَكَ وَ يَوْمٌ عَلَيْكَ فَإِذا كانَ لَكَ فَلا تَبْطَرْ،وَ إِذا كانَ عَلَيْكَ فَلا تَحْزَنْ فَبِكِلَيْهِما سَتُخْتَبَرُ.
مردن نه خوار شدن! و بى باكى نه خود باختن! روزگار دو روز است، روزى به نفع تو، و روزى به ضرر تو! چون به سودت شد شادى مكن، و چون به زيانت گرديد غم مخور، كه به هر دوى آن آزمايش شوى.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 2:24 بعد از ظهر  توسط نیلوفر و شقایق ( مهديقلي ) | 

                    

                           بني ادم اعضاي يكديگرند

                                  سعدي

 

بد كاري هنگام مرگ ملكه  دربان دوزخ را ديد0ملكه گفت :« كا في است كه فقط يك كار خوب كرده باشي تا همان يك كار تو را برهاند 0خوب فكر كن 0»

مرد به خاطر آورد كه يكبار در جنگلي قدم مي زد عنكبوتي سر راهش ديده بود و براي اينكه عنكبوت را لگد نكند راهش را كج كرده بود 0ملكه لبخندي بر لب آورد ودر اين هنگام تار عنكبوتي از آسمان نازل كرد تا به مرد اجازه صعود به بهشت را بدهد 0 بقيه محكومان نيز از تار استفاده كردند وشروع به بالا رفتن كردند 0

اما مرد از ترس پاره شدن تار بر گشت و آنها را به پايين هل داد ودر همان لحظه تار پاره شد و مرد به دوزخ باز گشت 0

آن گاه شنيد كه ملكه مي گويد :« شرم آور است كه خود خواهي تو همان تنها خير تو را به شر مبدل

كرد 0»

 

نتيجه :

        

          كار اين كره خاكي سامان نخواهد گرفت ودير نخواهد

          پاييد مگر انكه ان را كاملا بصورت سياره اي در

       فضا بنگريم وهمه انسان ها را داراي تقدير مشترك بدانيم

          « همه كس » يا « هيچ كس » 0

               

                      « فولر»

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 4:4 بعد از ظهر  توسط نیلوفر و شقایق ( مهديقلي ) | 

خوشبختي سراغ كساني مي آيد كه به خودشان كمك ميكنند

روزي روزگاري سيلي شهر كوچكي را تهديد كرد و همه بدنبال نجات خود بودند به جز يك نفر كه مي گفت : « خدا مرا نجات خواهد داد و من ايمان دارم » وقتي آب بالا آمد  ؛ يك جيپ براي نجات او آمد ولي آن مرد گفت : « خدا مرا نجات خواهد داد و من ايمان دارم » و از سوار شدن امتناع كرد ؛ آب كمي بالاتر آمد و به طبقه دوم خانه اش رسيد  و براي نجات او قايقي فرستادند  ولي دوباره آن مرد از رفتن امتناع كرد و گفت : « خدا مرا نجات خواهد داد و من ايمان دارم » و آب باز هم بالاتر آمد و مرد به پشت بام خانه اش آمد و براي نجات مرد هليكوپتري فرستادند  ولي مرد باز هم امتناع كرد و گفت : « خدا مرا نجات خواهد داد و من ايمان دارم » تا اينكه غرق شد و مرد ؛‌ آنگاه خدا را ديد و با عصبانيت  گفت : « من به تو ايمان داشتم ؛ چرا نجاتم ندادي ؟ چرا دعاهاي مرا نشنيدي ؟ » و سپس خداوند پاسخ داد : « من دعاهاي تو را شنيدم ؛ پس فكر ميكني چه كسي  براي نجات تو ؛ جيپ و قايق و هليكوپتر فرستاد ؟ ».

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 9:5 بعد از ظهر  توسط نیلوفر و شقایق ( مهديقلي ) | 

                             

                             شير خدا

 

 

علي آن شير خدا  شاه عرب                 الفتي داشته با اين دل شب

 

شب ز اسرار علي آگاه است                دل شب محرم سرالله است

 

ناشناسي كه به تاريكي شب                 مي برد شام يتيمان عرب

 

شب روان مست ولاي تو علي            جان عالم به فداي تو علي

 

 فرا رسيدن ايام شهادت مولي الموحدين اميرالمومنين علي (ع)

 

را به تمام شيعيان وشما دوستان عزيز تسليت عرض مي نماييم.

 

 

 

   در اين شبهاي پر فيض قدر از همگي التماس دعا داريم .

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 9:14 بعد از ظهر  توسط نیلوفر و شقایق ( مهديقلي ) | 

                        پرواز من به بال وپر توست زينهار

                       مشكن مرا كه مي شكني بال خويش را

                                «صايب تبريزي »

 

افسانه عجيبي وجود دارد كه در آن دختر جواني در چمنزاري قدم مي زند وپروانه اي را روي خاري گرفتار مي بيند . او با دقت زياد پروانه را رها مي سازد ووپروانه پرواز مي كند . سپس باز مي گردد و تبديل به يك پري زيبا مي شود وبه دخترك مي گويد :«به خاطر مهربانيت هر آرزويي كه داشته باشي بر آورده خواهم كرد.» دخترك لحظاتي فكر مي كند ومي گويد :«من مي خواهم شاد باشم .» پري سرش راجلو مي آورد ودر گوش او چيزي مي گويد وبعد ناگهان ناپديد مي شود .

مو قعي كه ان دختر بزرگ مي شود ، در آن سرزمين كسي شادتر از او وجود ندارد .هر گاه كسي از او دربارهخي راز شادي اش سؤال مي كند لبخند مي زند ومي گويد:«منتنها فقط به حرف يك پري خوب ومهربان گوش دادم .»

موقعي كه پير شد همسايه ها مي ترسيدند او بميرد وبا مر گش ان ذژراز شگفت اور نيز در پرده بماند . انها بهئ او التماس كردند :«تو را لبه خدا به ما بگو پر يبه تو چه گفت؟»  پيرزن دوست داشتني فقط لبخند زد وگفت :

او به من گفت اصلا مهم نيست ادم ها كه باشند وچه قدرسعادت مند بهئ نظر برسند ، انها هر كه باشند به من نياز دارند !»

                       هر يك از ما فرشته ها يي هستيم                   

                       كه تنها يك بال داريم فقط هنگامي

                     قادر به پروازيم كه به يكديگر بپيونديم

                          «لوچيا نودو كر نسترو»   

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 3:17 بعد از ظهر  توسط نیلوفر و شقایق ( مهديقلي ) | 

                    ميلاد با سعادت كريم اهل بيت

                 امام حسن مجتبي ( ع)  

                  را خدمت حضرت وليعصر(عج)

         وشما عزيزان تبريك وشادباش عرض مي نمايم 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 1:2 بعد از ظهر  توسط نیلوفر و شقایق ( مهديقلي ) | 

یک معلم زیست شناسی داشت به دانش آموزان یاد میداد که چگونه یک کرم ابریشم به یک پروانه تبدیل می شود و گفت 2 ساعت بعد پروانه سعی خواهد کرد از پیله بیرون بیاید و نباید به پروانه کمک کرد .

بر خلاف توصیه معلم ِ دانش آموزی ضربه کوچکی به پیله زد و سعی کرد به پروانه کمک کند تا پروانه مجبور به تلاش زیاد نشود ؛ ولی کمی بعد پروانه مرد !!!!!!!!!

معلم آمد وگفت  :این قانون طبیعت است که تلاش برای بیرون آمدن از پیله ؛ عملا موجب تقویت بالهای پروانه می شود و کمک کردن به این پروانه ؛ او را از تلاش واداشت و در نهایت مرد .

این قانون نسبت به بشر هم مهیاست که گاهی ما میبایست در آزمونی سختی بکشیم  تا در مرحله آزمون بعدی قوی تر ظاهر گردیم وبعضی ها تلاش نمیکنند ویا منتظر استفاده از تلاش دیگران هستند ویا  شکست را می پذیرند و تقصیر را به گردن خدا می اندازند درصورتی که خدا میخواهد از هر انسان ؛ یک شخصیت  قوی ببیند و سپس پاداش دهد .

نظر شما نسبت به این حکایت چیست ؟

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 9:14 قبل از ظهر  توسط نیلوفر و شقایق ( مهديقلي ) | 

به هر کاری که اراده کنیم , توانائیم ,

اگر آنگونه که سزاوار است پیگیر باشیم .

هلن کلر

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 1:57 بعد از ظهر  توسط نیلوفر و شقایق ( مهديقلي ) | 

راه چاره میبایست ریشه ای باشد :

 

روزی مردی کنار رودخانه ای بود ؛ یکدفعه دید یکنفر در آب در حال غرق شدن شدن است ؛ پرید و او را نجات داد ؛ و مجددا دید 2 نفر درون آب افتادند و در حال غرق شدن هستند و پرید ونجات داد و همینطور ادامه داد تا دید نفرات در حال غرق شدن مرتب اضافه می شوند ولی.... دیگر رمقی نداشت برای نجات و دراز کشید در کنار رودخانه و یکدفعه دید ؛ یک دیوانه با لای پل ایستاده و مردم را به رودخانه پرت میکند و با خود گفت : کاش در زمانی که توان داشتم و در مرحله دوم  و سوم بدنبال علت بودم  ومی رفتم و جلوی این دیوانه را میگرفتم ؛ قبل از اینکه این همه آدم را غرق کند .

شاید این مسئله در زندگی امان به اشکال مختلف پیش آمده باشد ؛ اینطور نیست ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 9:46 بعد از ظهر  توسط نیلوفر و شقایق ( مهديقلي ) | 

            روز اول پاييز       

 

                          مثل عيد نوروز است

                             روز اول پاييز

                         هر كجا ، زمين ، ان روز

                            از حضور گل لبريز

 

                            كوچه ها تماشايي

                            آسمان پر از لبخند

                          قلب غنچه ها مي خورد

                            با بهار و گل پيوند

 

                          رخت نو به تن كرده

                          مثل شاخه، هر كودك                                                        

                           مي دهد لباس او

                         بوي نرگس وميخك

 

                          هم كلاس پروانه

                       هم كلاس نسرين است

                        او لباس نوروزش

                      مثل غنچه رنگين است .

 

سال تحصيلي 87 ـ 86 را به شما دانش آموزان و دانش جويان تبريك مي گويم اميد              وارم  سالي پر تلاش داشته باشيد وان را با موفقيت به پايان برسانيد .

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 4:6 بعد از ظهر  توسط نیلوفر و شقایق ( مهديقلي ) |